صفحه 1

آیه امروز:

(ایوب باب ۱۰-۱۲) حیات‌ و احسان‌ به‌ من‌ عطا فرمودی‌ و لطف‌ تو روح‌ مرا محافظت‌ نمود.

p26
گفتاورد

تعمید چیست ؟ – بخش دوم

چطور باید تعمید گرفت؟

با نگاهی به فرقه‌های مختلف مسیحی متوجه می‌شویم که تعمید گرفتن انواع و اَشکال مختلف دارد. برخی کلیساها افراد را غسل تعمید می‌دهند و به‌طور کامل در آب فرو می‌برند، و برخی دیگر صرفاً بر آن‌ها آب می‌پاشند. ببینیم کتاب‌مقدس در این‌باره چه تعلیم می‌دهد؟

کتاب‌مقدس در این‌باره که ایمانداران را دقیقاً به چه صورت باید تعمید داد دستور صریحی نمی‌‌دهد. با توجه به‌معنای سمبولیک تعمید، درمی‌یابیم که تعمید هم نمایانگرِ دفن شدن است و هم نشانۀ قیام.

بنابراین فرو بردن ایمانداران در آب (غسل تعمید) عملِ دفن شدن را بهتر از پاشیدنِ آب بر آن‌ها نشان می‌دهد. در کتاب‌مقدس می‌خوانیم که وقتی یحیی در رود اردن تعمید می‌داد: «عیسی از آب برآمد» (انجیل متی ۳:‏۱۶)، که تلویحاً بدان معناست که او به‌هنگام تعمید به‌طور کامل در آب فرو برده شد.

بااینحال گرچه ظاهراً در کتاب‌مقدس تعمید به‌شیوۀ فرو رفتن در آب انجام می‌شده است، در هیچ جا به ما چنین دستوری داده نمی‌شود. تعمید دادن به اسم پدر، پسر و روح‌القدس بسیار مهم‌تر است از اینکه ایمانداران به چه صورت تعمید می‌گیرند. بهتر است کسی به شیوۀ پاشیدن آب تعمید بگیرد ولی از گناهان خود توبه کرده و به عیسای مسیح ایمان آورده باشد، و تعمیدش به اسم پدر، پسر و روح‌القدس باشد، تا اینکه کسی با فرو رفتن در آب تعمید بگیرد ولی توبه نکرده باشد. آنچه در وهلۀ نخست مهم است نه چگونگیِ تعمید گرفتنِ شخص، بلکه علتِ تعمید گرفتنِ اوست. بااینحال اگر می‌خواهید دقیقاً به شیوه‌ای که در کتاب‌مقدس معمول بوده تعمید بگیرید، به‌نظر می‌رسد برگِ برنده با شیوۀ فرو رفتن در آب باشد.

چه وقت باید تعمید گرفت؟

در عهد جدید، تعمید همیشه در پیِ ایمان آوردن و توبه کردنِ اشخاص صورت می‌گرفت. افراد معمولاً بلافاصله پس از ایمان آوردن به عیسی مسیح، تعمید می‌گرفتند. امروزه برخی کلیساها اطفال را نیز تعمید می‌دهند. برخی دیگر از کلیساها افراد نوایمان را بلافاصله تعمید نمی‌دهند. ببینیم نظر کتاب‌مقدس در این‌باره چیست؟

در هیچ جای کتاب‌ مقدس نمی‌خوانیم که اطفال یا نوزادان تعمید گرفته باشند. تعمید همیشه پس از توبه و ایمان است، اما هیچگاه پس از تولد نیست. غیرممکن است که نوزادان بتوانند ایمان بیاورند یا توبه کنند، و از این رو تعمید گرفتن‌شان نیز بی‌معناست. گذشته از این، کسانی که در بدو تولد تعمید داده می‌شوند ممکن است با رسیدن به سن بلوغ دچار ابهام و سردرگمی شوند، و تصور کنند از آن‌جا که در کودکی تعمید گرفته‌اند دیگر نیازی به توبه و تولد تازه ندارند. تعمید دادن نوزادان ممکن است باعث شود در آن‌ها نوعی احساس امنیت کاذب در مورد نجات به‌وجود آید – امنیتی که مطابق کتاب‌مقدس نیست. اگر والدین می‌خواهند تولد نوزادشان با نوعی مراسم دینی همراه باشد، می‌توانند او را به‌جای تعمید دادن، در کلیسا به خداوند تقدیم نمایند و از کشیش بخواهند برای‌ نوزادشان دعا کند.

همچنین بسیاری از کلیساها تنها پس از مدت‌ها انتظار به نوایمانان اجازه تعمید می‌دهند. این امر می‌تواند باعث شود فردِ نوایمان احساس سرخوردگی کرده، فکر کند به او به‌عنوان عضو درجه دوی کلیسا نگریسته می‌شود. علتِ دوران انتظار یا قائل شدن پیش‌شرط جهت تعمید افراد نوایمان، امنیتِ خود آن‌هاست، و هدف از این کار به‌هیچ وجه دلسرد کردنِ شخصِ تازه‌ایمان نیست. اکثر اشخاصی که در دوران عهد جدید تعمید می‌گرفتند از زمینۀ یهود بودند و اصولاً کلیسا از بطن چنین فرهنگی ظهور کرد. به‌همین جهت کسانی که به مسیح ایمان می‌آوردند اغلب دقیقاً می‌دانستند چه می‌کنند و ایمان آوردن به مسیح به چه معناست. کسانی که از سایر زمینه‌های فرهنگی به مسیح ایمان می‌آورند گاه برای درکِ کامل تصمیمی که گرفته‌اند به‌مدت زمان بیشتری احتیاج دارند. نیز مهم است که نوایمانان به‌خوبی دریابند که تعمید براستی به چه معناست، و به چه معنا نیست.

خیلی‌ها تصور می‌کنند با تعمید گرفتن خواهند توانست در کلیسای خود به مقام و منصبی برسند. برخی نیز فکر می‌کنند با تعمید گرفتن نجاتِ‌شان تضمین است. دوران انتظار قبل از تعمید که اغلب با گذراندنِ سلسله دروسی در این رابطه همراه است، به فردِ نوایمان کمک خواهد کرد ایمانِ تازه‌یافتۀ خود را به‌درستی درک کند و به مفهوم تعمیدی که خواهد گرفت به‌خوبی پی ببرد. قائل شدنِ چنین دوران انتظاری به‌هیچ وجه به این معنا نیست که فرد نوایمان در ایمان خود ضعیف است یا ایمانش حقیقی نیست. تعمید گرفتن به این معنا نیست که فرد ایماندار از این پس "مورد قبول" است. زندگی دگرگون‌شدۀ یک ایماندار توبه کرده بسیار مهم‌تر است از موضوع تعمید. اگر ایمانداری براستی به مسئولیت‌هایی که دارد عمل کند و آن‌ها را جدی بگیرد، هنگامی که فرصتِ تعمید فرارسد، آماده خواهد بود.

وقتی ما غسل میشویم همان راهی را میرویم که مسیح رفت در آن زمان مسیح از ناصریه در جلیل آمد و در اردن از یحیی غسل تعمید گرفت(انجیل مرقص باب ۱ ایه ۹) مسیح فرمان غسل شدن به ما داده پس بروید و همه قومها را شاگرد سازید و ایشان را به نام پدر پسر و روح القدس غسل تعمید دهید و به آنان تعلیم دهید که هر انچه به شما فرمان داده ام به جا آورند(انجیل متی باب ۲۸ ایه ۱۹ و ۲۰) غسل نشانه باور ماست و بسیاری از اهالی قرنتس که پیام پلوس را شنیدند غسل تعمید کردن غسل نشانه ان است که ما مسبح را پذیرفته ایم چراکه به فرمان او گردن نهادیم از اینجا میدانیم او را میشناسیم که از احکامش اطاعت میکنیم(اول یوحنا باب۲ ایه۳) .

معنای غسل تعمید چیست؟

غسل تعمید تجسمی است از مرگ مسبح دفن شدن و قیامش از مردگان …مسیح در راه گناهان ما مرد… دفن شد… در روز سوم از مردگان برخاستن(اول قرنتیان باب۱۵ ایه ۳ و ۴) …زمانی که در غسل تعمید با او مدفون گشتید هم چنین در غسل تعمید با او زنده می شوید( کولسیان باب۲ ایه۱۲) غسل تعمید تجسمی است از زندگی جدید در مسیحیت پس اگر کسی در مسیح باشد خلقتی تازه است چیزهای کهنه در گذشت همه چیز تازه شده است( دوم قرنطیان باب۵ ایه۱۷) با غسل تعمید یافتن در مرگ با او دفن شدیم تا همانگونه ما نیز درزندگی نوینی گام برداریم(رومی هاباب۶ ایه۴) غسل تعمید نمیتواند شما را ایماندار کند این غسل تعمید نیست که شما را حفظ میکنداین تنها میتواند اعتقاد بیاورد. ولی غسل تعمید این باور را به وجود می اورد کهخدا با ماست و ما مشمول بخشایش او هستیم. باور و غسل تعمید با هم رهایی خدایی است. به طور سسمبلیک غسل تعمیدمانند حلقه ازدواج است که نشانه تعلق قلبی شماست. آن آب نمونه تعمیدی است که اکنون نیز شما را نجات می بخشد. تعمیدی که نه زدودن الودگی تن بلکه تعهد وجدانی پاک است به خدا.(نامه اول به پطروس باب۳ ایه۲۱) زیرا به فیض و از راه ایمان نجات یافته اید این از خودتان نیست. بلکه عطای خداست. نه از اعمال تا هیچ کس نتواند به خود ببالد(نامه به افسسیان باب۲ ایه۸ و۹) ما غسل تعمید میشویم همان گونه که مسیح شد ٫ با غوطه ور شدن در اب. چون عیسی تعمید یافت بی درنگ از اب بر امد(انجیل متی باب۳ ایه۱۶) .

p25
گفتاورد

تعمید چیست ؟ – بخش اول

بیش از  دو هزار واندی  سال پیش، مردی در بیابان‌های یهودیه ظهور کرد که از مردم می‌خواست از گناهان‌شان توبه کرده، تعمید بگیریند. این نبی، فردی بدوی بود؛ ملخ و عسل صحرایی می‌خورد و جامه‌هایی بافته شده از پشم شتر می‌پوشید. اسم او یحیای تعمیددهنده بود و اولین کسی است که در کتاب‌مقدس می‌خوانیم مردم را تعمید داده است.

کتاب‌مقدس نخستین بار به‌هنگام معرفیِ یحیی تعمیددهنده به مبحث تعمید اشاره می‌کند. با توجه به برخی از آیات کتاب‌مقدس (نظیرِ انجیل متی ۳:۱‏-۱۲؛ انجیل مرقس ۱:‏۱-۸؛ انجیل لوقا ۳:‏۱-۳) متوجه می‌شویم که تعمیدی که یحیی می‌داد، بیشتر تعمیدِ توبه بود. وقتی باجگیران می‌آمدند تا از دست یحیی تعمید بگیرند، یحیی به آن‌ها می‌گفت که چطور باید رفتار و رویۀ خود را عوض کنند‌. او فریادزنان می‌گفت: «توبه کنید! توبه و بازگشت کنید!» و سپس به‌تشریح تغییر و تحولی می‌پرداخت که می‌‌بایست در زندگی مردم ایجاد می‌شد. یحیی از فریسیان چه انتقادی داشت؟ او سرزنش‌‌کنان از آنان می‌خواست "میوه‌ای که نتیجۀ توبه است" از خود ظاهر سازند. فریسیان می‌خواستند صرفاً بیایند و تعمید بگیرند، اما حاضر نبودند رفتارشان را تغییر دهند. تمام کسانی که آماده بودند زندگی‌شان متحول شود، می‌توانستند تعمید بگیرند. اما کسانی که می‌خواستند به همان شیوه سابق زندگی کنند و حاضر نبودند در رفتار و رویه خود تجدیدنظر کنند، سرزنش می‌شدند و اجازه نداشتند تعمید بگیرند.

عیسی در "حکم اعظم" که در (انجیل متی ۲۸:‏۱۸-۱۹ ) آمده است، به شاگردان خود دستور می‌دهد که بروند و تمام امت‌ها را شاگرد ساخته، آن‌ها را به اسم پدر، پسر و روح‌القدس تعمید دهند. از نگاه عیسی، شاگردسازی و تعمید لازم و ملزوم و مکمّلِ یکدیگرند. همچنین عیسی هیچگاه شاگردان خود را تا قبل از مرگ و قیامش برای تعمید دادنِ مردم نفرستاد. درست است که عیسی در دوران حیاتِ خود بر زمین، شاگردان خود را فرستاد تا تعلیم دهند و راه را برای او آماده کنند، و هم‌زمان با مأموریتِ یحیی، شاگردان عیسی نیز مردم را تعمید می‌دادند، اما فرستادن شاگردان جهت تعمید مردم، تا قبل از صدور "حکم اعظم" در (انجیل متی ۲۸:‏۱۸-۱۹ )، یعنی پس از قیام عیسی، هیچگاه مورد تأکید نبود.

در (اعمال رسولان ۱۹:‏۱-۷) می‌خوانیم که پولس در سفر به قرنتس متوجه می‌شود که مردمِ آن‌جا تنها به شیوۀ یحیی، یعنی به تعمیدِ توبه، تعمید گرفته‌اند. این مردم در مورد عیسی چیزی نشنیده بودند، و به همین جهت پولس آن‌ها را به شیوۀ عیسی تعمید داد. بنابراین ظاهراً نحوۀ تعمید از زمان یحیی به‌طور کلی فرق کرده بود. پس بیایید ببینیم بین تعمیدی که امروزه مرسوم است و تعمیدی که یحیی بدان موعظه می‌کرد چه تفاوتی موجود است.

بر اساس( اعمال رسولان ۲:‏۳۸ ) می‌دانیم که تعمیدی که امروزه مرسوم است کماکان تعمیدِ توبه است، اما عنصر دیگری نیز به این تعمید افزوده شده است. امروزه تعمید حاویِ مفهومِ نمادینی است که در روزگار یحیی وجود نداشت، بلکه پس از مرگ و قیام مسیح بوجود آمد. آیین تعمید اکنون دیگر صرفاً نشانۀ توبه نیست (هرچند دربرگیرندۀ این عنصر حیاتی هست)، بلکه علاوه بر توبه، اعلامِ این حقیقت مهم نیز هست که ما با مسیح دفن شده‌ایم و به هنگام رستاخیز مردگان با او قیام خواهیم کرد (رومیان ۶:‏۱-۴). تعمید اکنون دیگر صرفاً بازگشت از گناه نیست، بلکه همچنین بیانگر این نکته است که نسبت به گناه مرده‌ایم، و اعلامِ این امید است که در آینده به هنگام قیامت مردگان، به مسیح خواهیم پیوست.

چرا باید تعمید بگیریم؟

کتاب‌ مقدس به ایمانداران دستور می‌دهد که تعمید بیابند. در هیچ جای کتاب‌ مقدس نمی‌خوانیم که تعمید امری د‌ل‌ بخواهی یا اختیاری باشد. هر کس که عیسی را به‌ عنوان خداوند خود پذیرفته و از گناهان خود توبه کرده است، باید تعمید بگیرد. دلیل تعمید این است که تغییر و تحول و توبه‌ای را که در زندگی‌مان پدید آمده است از این طریق به طور سمبولیک نشان می‌دهیم، و این واقعیت را اعلام می‌نماییم که در آینده با مسیح برخواهیم خاست.

تعمید، نمادی مرئی از ایمان است، اما اغلب با خود نجات اشتباه گرفته می‌‌شود. خیلی مهم است توجه داشته باشیم که تعمید نمی‌گیریم تا چیزی اتفاق بیفتد، بلکه تعمید می‌گیریم چون چیزی اتفاق افتاده است. مردم تعمید نمی‌گیرند تا ایماندار شوند، بلکه تعمید می‌گیرند چون ایماندار هستند. نجاتِ شخص به داشتن تعمید بستگی ندارد، اما تعمید باید در پیِ نجات عملی شود. در اعمال رسولان می‌خوانیم که کرنلیوس پس از آنکه از روح‌القدس پر شد تعمید گرفت، که آشکارا نشان می‌دهد او نخست نجات پیدا کرده بود و بعد تعمید گرفت.

22
گپ

فدیه (کفاره) ‏بزرگ‌ترین هدیهٔ خدا به بشر

از میان هدایایی که تا به حال دریافت کرده‌اید،‏ کدام یک در نظرتان از همه ارزنده‌تر بوده است؟‏ اکثر ما به تجربه متوجه شده‌ایم که ارزش یک هدیه صرفاً به قیمت آن نیست.‏ ارزنده‌ترین هدایا،‏ اغلب هدایایی بوده است که ما را از ته دل شاد کرده و یا نیازی را برآورده ساخته است.‏

 خدا هدیه‌ای به بشر تقدیم کرد که ارزش آن از تمام چیزهایی که به ما داده و تمام چیزهایی که ممکن است آرزوی آن را داشته باشیم،‏ بیشتر است.‏ آن هدیه،‏ بهایی است که یَهُوَه برای بازگرداندن حیات جاودانی برای انسان پرداخت.‏ آری،‏ خدا پسر عزیز خود عیسی مسیح را در این راه داد.‏ ‏(‏اشعیا باب ۵۳ آیه ۴ تا ۱۲‏)‏ این عطیهٔ پرارزش که کتاب مقدّس آن را فدیه خوانده است براستی نهایت محبت یَهُوَه را به ما انسان‌ها نشان می‌دهد،‏ و مهم‌ترین نیازهای بشر را برآورده می‌سازد.‏ 

وقتی خداوند انسان را آفرید هنگام آفرینش آدم موهبتی بسیار بزرگ به او عطا کرد  او آدم را از لحاظ جسمانی و عقلانی بی‌عیب و نقص خلق کرد.‏ خدا انسانی کامل آفرید.‏ آدم نه مریض می‌شد،‏ نه پیر می‌شد و نه می‌مرد.‏ به علاوه،‏ کتاب مقدّس آدم را پسر خدا خوانده است.‏ (‏لوقا ۳:‏۳۸‏)‏ چرا که در آن زمان خدا مثل یک پدر به آدم نزدیک بود.‏ همان گونه که پدری مهربان پسرش را دوست دارد و او را راهنمایی می‌کند،‏ خدا نیز با آدم گفتگو می‌کرد و او را در کارها و وظایفش راهنمایی می‌نمود(پیدایش ۱:‏۲۸-‏۳۰؛‏ ۲:‏۱۶،‏ ۱۷‏) .

انسان کامل بود و می توانست برای خودش تصمیم بگیرد آزاد آفریده شده بود تا آن گونه که بود زندگی کند . وفتی خداوند به انسان فرمود که تو نباید از میوه درخت معرفت و نیکی و بدی بخوری انسان به اختیار خود و بر اساس تصیم خود از آن میوه خورد و همانگونه هکه می دانید پس از آن دیگر در حضور خدا جایی نداشت و از بهشت و عدن و مهبوت در کنار خدا زیستن طرد شد. چرا که به گناه آلوده شده بود به فنا و مرگ و نیستی (‏پیدایش ۳:‏۱۷-‏۱۹‏)‏.

در کتاب مقدّس آمده است:‏ «گناه به وسیلهٔ یک انسان [آدم] به جهان وارد شد و این گناه مرگ را به همراه آورد.‏ در نتیجه،‏ چون همه گناه کردند مرگ همه را در بر گرفت.‏» (‏رومیان ۵:‏۱۲‏‏)‏ آری،‏ ما از آدم گناه را به ارث برده‌ایم و در نتیجه محکوم به مرگ هستیم.‏ تشبیه کتاب مقدّس چقدر بجاست که می‌گوید آدم خود و همهٔ نوادگان خود را مانند برده‌ای به گناه و مرگ فروخت.‏ (‏رومیان ۷:‏۱۴‏)‏ آدم و حوّا به اختیار و ارادهٔ خود از موهبت حیات جاودانی صرف‌نظر کردند،‏ به همین سبب دیگر به آن دست نخواهند یافت.‏ سؤال اینجاست که آیا ما نوادگان آدم نیز موهبت حیات ابدی را برای همیشه از دست داده‌ایم؟‏

در جواب باید گفن خیر ! خوشبختانه یَهُوَه گره از این مشکل گشود.‏ یَهُوَه فدیه (کفاره)  یا غرامت آزادی بشر را پرداخت کرد.‏ غرامت برای دو منظور پرداخت می‌شود.‏ اوّلاً،‏ برای آزاد کردن یک شخص یا بازپس گرفتن یک چیز؛‏ مثل بهایی که برای آزاد کردن اسرای جنگی می‌پردازند.‏ دوّماً،‏ مبلغی در قبال ضرری مالی یا جانی؛‏ مثل مبلغی که شخص در ازای خسارت مالی یا مجروح کردن یک فرد می‌پردازد.‏ اما،‏ چگونه می‌توان بهای تمام ضررهایی را که آدم مسبب آن است پرداخت کرد؟‏ چگونه می‌توان میلیاردها انسان را از بردگی گناه و محکومیت به مرگ رهانید؟

در کتاب مقدّس،‏ اصلی وجود دارد که می‌گوید برای برقراری عدالت می‌باید «جان به عوض جان» داده شود.‏ (‏تثنیه ۱۹:‏۲۱‏)‏ از آنجایی که همهٔ انسان‌ها محکوم به مرگ هستند و ارزش جان هیچ یک با ارزش جان آدم برابری نمی‌کند،‏ پس نمی‌توانند جان خود را به عوض جان آدم بدهند.‏ (‏مزمور ۴۹:‏۷،‏ ۸‏)‏ فقط کسی می‌تواند با فدا کردن جان خود موهبت حیات ابدی را باز پس گیرد که خود محکوم به مرگ نباشد و آلوده به گناه پس خداوند او از میان پسران خود در آسمان عزیزترین آن‌ها یعنی پسر یگانهٔ خویش عیسی را به زمین فرستاد تا با دادن جان خود بهای آزادی انسان‌ها را بپردازد.‏ ‏(‏۱یوحنّا ۴:‏۹،‏ ۱۰ )‏ عیسی نیز با اشتیاق به خواست پدر خود گردن نهاد.‏

و اینگونه شد که دوباره انسان حیات جاوید را دریافت کرد بطوریکه که هرکس در مسیح متولد شود و در کنار او باشد و قلب خود را در اخیتار محبت و مهربانی مسیح قرار دهد حیات جاویدان و ابدی خواهد داشت .

و این بزرگترین فدیه ای بود که تاکنون پرداخت شده است و امیدوار هستم که در پناه عیسی مسیح بتوانم تا ابد و الاباد او را در قلب و وجود خود داشته باشم.

آمین

p21
گفتاورد

تعلیم کتاب مقدس در خصوص قضاوت در مورد دیگران چیست ؟

در جامعه امروز ما که با توجه به افزایش سطح آگاهی مردم و همینطور استفاده سریع و قابل دسترس بودن  اطلاعات بیشتر افراد فکر می کنند و به خود این اجازه را می دهند که در مورد دیگران سخن گفته و قضاوت کنند . حال اینکه درکتاب مقدس به خوبی و روشنی در این مورد سخن گفته شده است که در زیر آن را برایتان باز گو خواهم کرد

متی باب ۷
قضاوت دربارۀ دیگران

۱ در باره دیگران قضاوت نکنید تا مورد قضاوت قرار نگیرید . ۲ همانطور که شما دیگران را محکوم می کنید خودتان نیز محکوم خواهید شد. با هر پیمانه ای که به دیگران بدهید با همان پیمانه عوض خواهید گرفت. ۳ چرا پر کاهی را که در چشم برادرت هست می بینی ولی در فکر چوب بزرگی که در چشم خود داری نیستی؟ ۴ یا چگونه جرأت می کنی به برادر خود بگوئی: « اجازه بده پر کاه را از چشمت بیرون آورم » حال آنکه خودت چوب بزرگی در چشم داری. ۵ ای ریاکار، اول آن چوب بزرگ را از چشم خود بیرون بیاور و آنگاه درست خواهی دید که پر کاه را از چشم برادرت بیرون بیاوری. ۶ آنچه مقدس است به سگان ندهید و مرواریدهای خود را جلوی خوکها نریزید مبادا آنها را زیر پا لگدمال کنند و برگشته شما را بدرند.

p19
گپ

چرا به مسیح باید ایمان آوریم؟

اغلبِ مسیحیانی که با این سؤال مواجه می‌شوند، چرا مسیحی شدی ؟ پاسخ‌هایی مانند این می‌دهند‌: "من به مسیح ایمان آوردم‌، چون او به من شادی داد؛ به من امید داد؛ به من آرامش داد؛ مرا از افسردگی نجات داد؛ فلان بیماری را داشتم‌، مرا شفا داد؛ زندگی برایم پوچ و بی‌معنی بود، او به زندگی من هدف بخشید؛ در فلان گناهان بودم‌، مرا آزاد کرد؛ در فلان نوع مشکلات شخصی یا خانوادگی یا مالی بودم‌، به دادم رسید؛ بدنبال حقیقت بودم‌، او را یافتم‌." جواب‌ها اغلب حول و حوش این مسائل می‌چرخد.

تمام این جواب‌ها که بیانگر علت ایمان آوردن ما به مسیح است‌، و سایر جواب‌های مشابه‌، بسیار درست و بجا و هستند. اما طبق تعالیم عهدجدید، همۀ اینها فقط می‌توانند "علت اولیۀ‌" ایمان ما به مسیح باشند. اینها مانند جرقه‌هایی هستند که ایمان را در قلب ما شعله‌ور می‌سازند.

اما اگر عهدجدید را مطالعه کنیم‌، خواهیم دید که بدون هیچگونه پرده‌پوشی یا تعارف‌، برای دعوت انسان بسوی ایمان به مسیح‌، علتی روشن بیان می‌دارد و آن نیز رهایی از "عذاب جاودانی‌" و پناه آوردن به "حیات جاودانی‌" است‌. این نکته‌ای است که متأسفانه امروزه کمتر به آن اشاره می‌شود، اما اساس تعلیم عهدجدید را تشکیل می‌دهد. در عهدجدید هیچگاه تعلیم داده نشده که انسان باید به مسیح ایمان بیاورد تا فقط در این دنیا به آرامش و چیزهای دیگر دست یابد.

هدف اصلی خدا، اعطای "حیات جاودانی‌" است که البته این حیات از همین جهان آغاز می‌شود ( یوحنا ۳:‏۱۶). هشدار دربارۀ داوری آینده و آمدن ملکوت آسمان‌، اساس پیام یحیای تعمیددهنده‌، خودِ خداوند ما عیسی مسیح‌، و رسولان او را تشکیل می‌داد ( متی ۳:‏۷-۱۰ و ۴:‏۱۷ و اعمال رسولان ۱۷:‏۳۰ و ۳۱).

بعضی می‌گویند که "ما از ترس جهنم به مسیح ایمان نیاوردیم‌، بلکه چون او را دوست داریم‌، او را پیروی می‌کنیم‌." این قبیل مسیحیان اگر می‌دانستند عذاب جاودانی چیست‌، قطعاً چنین چیزی نمی‌گفتند و چنین منتی هم بر سر مسیح نمی‌گذاشتند!!! عذاب جهنم واقعی است و بسیار هولناک‌. اگر کسی به مسیح ایمان نیاورد، وارد عذاب جاودانی خواهد شد و اگر شما به‌عنوان مسیحی‌، در ایمان و قدوسیت ثابت نمانید، وارد عذاب جاودانی خواهید شد! این حقیقت انجیل است‌.

گفتاورد

دعایی برای گرفتن قوت و نیرو

یکی از بهترین دعا های که برای گرفتن قوت و نیرو می باشد و قوت قلبی خواهد بود برای مومنان عزیز دعایی زیر می باشد که من خود هر روز صبح آن را خوانده و با قوت شادابی تمام کارهایم را آغاز می کنم و شب هنگام نیز آن را تکرار می کنم :

اشعیاء باب ۴۰ آیه ۳۱ – : ( اما کسانی که برای کمک به خداوند توکل می کنند نیروی تازه می یابند ٫ آنها مثل عقاب پرواز خواهند کرد و از دویدن خسته و از راه رفتن  فرسوده نخواهند شد) . p15

آمین

گپ

ما مسيحيان به «يک خدا» اعتقاد داریم!؟

بار ها این سوال از من شده است و در ابتدا خود من نیز برایم این سوال وجود داشت که چرا ما نام خدای پدر و خدای پسر و روح القدس را صدا می زنیم مگر خدا واحد و یکی نیست ؟ با مطالعه بیشتر در کتاب مقدس به جواب خود رسیدم و دیدم که زیبا در خود آن به آن اشاره شده است . برای شما نیز شرح مختصری خواهم داد و امید وار هستم که خودتان با مطالعه بیشتر در کتاب مقدس متوجه موضوع بشوید. p14

در  کتاب عهدعتيق این گونه بیان شده است که :  در کتاب مقدس همه صفاتي که اديان ابراهيمي براي خدا قائل شده اند، تأئيد شده است که مهمترين آنها، وحدانيت يا يگانگي خداست. آيه هاي متعددي، چه در کتاب مقدس عهدعتيق و چه در کتاب مقدس عهد جديد، وحدانيت خدا را با قاطعيت اعلام ميدارد. يکي از اين آيات، در تورات موسي يافت ميشود که در واقع در حکم «شهادتين» يهوديان ميباشد. در عصري که تمام ملل دنيا پرستش خدايان متعدد را امري بديهي مي پنداشتند ، موسي به قوم اسرائيل چنين فرمود:«ای اسرائيل، بشنو! يهوه خداي ما، يهوه واحد است. پس يهوه، خداي خود را به تمامي جان و تمامي قوت خود محبت نما» (تثنيه ۶:۴ و ۵) . در کتاب اشعياي نبي نيز که حدود ۷۰۰ سال پيش از مسيح نوشته شده، خداوند چنين ميفرمايد:«خداوند، پادشاه اسرائيل… که ولي ايشان است چنين ميگويد:من اول هستم و من آخر هستم، و غير از من خدايي نيست» (اشعيا ۴۴)

حال در کتاب عهد جديد انديشه يکتا بودن خدا توسط عيسي مسيح و رسولان او در عهد جديد نيز مورد تأکيد قرار گرفته است. عيسي مسيح در بحثي که با يکي از فقهاي يهود داشت، اين موضوع را تأکيد کرد؛ ماجرا به اين شکل بود:«و يکي از کاتبان چون مباحثه ايشان را شنيده، ديد که ايشان را جواب نيکو داد، پيش آمده، از او پرسيد که "اول همه احکام کدام است؟" عيسي او را جواب داد که "اول همه احکام اين است که بشنو اي اسرائيل، خداوند خداي ما خداوند واحد است. و خداوند خداي خود را بهتمامي دل و تمامي جان و تمامي خاطر و تمامي قوت خود محبت نما که اول از احکام اين است"…» (انجيل مرقس ۱۲:-۳۰)
پولس، رسول برجسته مسيح نير چنين فرموده است:«ما را يک خدا است، يعني پدر که همه چيز از اوست و ما براي او هستيم، و يک خداوند، يعني عيسي مسيح که همه چيز از اوست و ما از او هستيم» (اول قرنتيان ۸:۰)  در اين زمينه، در کتاب مقدس آيات بيشماري هست دلم می خواهد که شما نیز خودتان با مطالعه به آنها پیبرده و من  از نقل آنها خودداري ميکنيم.
بنابراين، مطابق تعليم صريح کتاب مقدس، بدون هيچگونه ترديدي، خدا يکي است و خداي ديگري جز او وجود ندارد. کسي را نيز در جلال خود شريک نميسازد.

 

گپ

مسيح كی بود؟

عیسی مسیح تجلي قابل روئيت خدابود كه در مقطعي خاص از زمان جسم گرفت و انسان شد و در ميان ما زيست تا كفاره گناهان ما را بپردازد همانطور که ما در کلام می خواهنیم : .يوحنا ۱: در ازل كلمه بود.كلمه نزد خدا بود. كلمه خود خدا بود. جسم گرفت در ميان ما ساكن شد براي نجات بشر روي صليب رفت و خونش ريخته شد. تمامی انسان ها بر روی زمین گناهکار هستند بواسطه خود خواهی که داشتند و از فرمان خدا سرپیچی کرده و از میوه درخت معرفت خورند و از نز خدا واند و بهشت برین دور گشتند . خداوند یگانه فرزند خود را برای بخشش گناهان ما و پرداخت کفاره گناهان بر روی صلیب رفت و کشته شد و بعد از سه روز زنده شد تا ما انسانها دوباره پاک شویم . دلهایمان با نور الهی پر شود و ارتباط قلبی خود را مستحکم و پایدار تر کنیم .

عیسی مسیح به ما آموخت که چگونه فروتن باشیم زیرا که در کلام می خوانیم : يوحنا۱۳: ۱۷-۱۳ شما مرا استادو خداوند مي خوانيد و درست مي گوييدچون همينطور نيز هست. حال اگر من كه خداوندواستاد شما هستم پاهاي شما را شستم شما نيز بايد پاهاي يكديگر را بشوييد. من به شما سرمشقي دادم تا شما نيز همينطور رفتار كنيد. چون مسلما خدمتكار از اربابش بالاتر نيست و قاصد نيز از فرستنده اش مهم تر نمي باشد. در زندگي سعادت در اين است كه به انچه مي دانيد عمل كنيد.

p12
گپ

فرق بین مذهب مسیحیت و دیگر مذاهب

از دیدگاه من و براساس آنچه که خوانده ام  دیده ام و لمس کرده ام ادیان دیگر آمدند تا راه را ، حقیقت را و راستی را نشان دهند و بگویند که ما چکارهای بکنیم که به آن برسیم ولی در مسیحیت یگانه راه راست حقیقت عیسی مسیح است . به نظر من دیوانگی است که انسان بوجود خدای واقعی اعتقاد داشته باشد ولی بر طبق معیارهای آن زندگی نکند.
مسیحیت یک فرق اساسی و بسیار بزرگ با تمام ادیان ، راهها و فلسفه ها دارد و آن این است که در تمام ادیان و راههای دیگر انسان بسوی حقیقت و خدا حرکت می کند ولی در مسیحیت خدا بسوی انسان آمد.
تمام ادیان این فاصله و دوری را بین خالق و مخلوق قبول دارند ، فاصله ای که از ابتدا اراده خدا نبود ولی بخاطر گناه و نا اطاعتی انسانها از خدا بوجود آمد. فاصله ای که میان خدای قدوس و انسان گناهکار وجود دارد ، هیچ انسانی ، هیچ مکتبی ، هیچ دینی و هیچ فلسفه ای نمی تواند پر سازد. انسانها همه گناهکارند و طبق عدالت خدا همه باید بمیرند. حتی بنیانگذاران ادیان دیگر هم بارها از خدا طلب آمرزش می کردند و آنها هم بدون گناه نبودند. تنها کسی که می تواند این فاصله و شکاف را از بین ببرد ، عیسی مسیح است. او بعنوان خدای کامل و انسان کامل ،خدا را به انسان و انسان را به خدا نزدیک کرد. او بعنوان یگانه انسان بی گناه به نمایندگی از طرف همه انسانها مجازات مرگ را پذیرفت تا با خون خود ما را نجات بخشد.
نام او عیسی یعنی نجات دهنده است پس بهتر است کمی بیشتر تفکر و مطالعه داشته باشیم و گول برخی از افراد بی کفایت و تالایف و نا آگاه را نخوریم.

باشد که نور روشنایی و حقیقت خداوند  قلب ها و ذهن های ما را روشن سازد. آمین

گپ

چرا باید دعا کنیم؟

برای مسیحیان، دعا مثل تنفس کردن است. آسانتر است که دعا کنیم تا اینکه اینکار را انجام ندهیم در جایجای کتاب مقدس ما می خوانیم که مومنان همواره در حال دعا کردن می باشند و برای ما خدمتی محسوب می شود برای مثال می توان به آیه (لوقا ۲ : ۳۶-۳۸) مراجعه نمود . از طرف دیگر در (متی ۶:۶، رومیان ۸: ۲۶-۲۷). او وعده داده است که وقتی ما برای چیزهایی که در ارادة او هستند دعا می کنیم، او به ما آنچه بخواهیم می دهد (۱ یوحنا ۵: ۱۴-۱۵). بعضی اوقات او با حکمتش و برای خیریت ما جواب را به تاخیر می اندازد. در این مواقع، ما باید با پشتکار دعا کنیم (متی ۷: ۷، لوقا ۱۸: ۱-۸). به دعا نباید بعنوان راهی برای دریافت خواسته هایمان بر زمین نگاه کنیم، در عوض باید به این عنوان نگاه کنیم که اراده خدا بر زمین کرده شود.

لزومی ندارد که دعا های ما طولاتی و بسیار و پر آه و سوز باشد (بر عکس بیشتر ادیان) مهم این است که با باور و ایمان قلبی خود آن را عنوان کنیم و خوشابحال مومنان و کسانیکه در این راه قدم بر می دارند. برای مثال :

با نام تو روزم را شروع می‌کتم و از تو می‌خواهم حضورجاودانه ات در زندگی روحانی و دنیوی من باشد. از تو سپاسگذارم برای فیضی که به ایماندارانت عطا فرموده‌ای و به ما ایمانی بخشیده‌ای تا برای جلال نام تو زندگی کنیم.

آمین.